معضل چهره ها!
بسم الله الرحمن الرحیم.
این روزها بسیار از زبان شخصیتهای مختلف، جملاتی نظیر این میشنویم که فلانی که سر کار آمد خوشحال شدیم که چهرهای فرهنگی سر کار آمده است؛ ولی برعکس همه چیز را خراب کرد! خدا را شکر کردیم که چهرهای انقلابی سکان فلان جا را به دست گرفته است، ولی چیز دیگری شد! چهرهای حزباللهی مدیر شد ولی هنوز حزبالله غریب است! فلان چهره، انقلابی است و ...
آری! به ویژه در مقولهی فرهنگ و صدا و سیما بسیار از زبان شخصیتهای مختلف سیاسی و فرهنگی میشنویم که متعجبانه افسوس میخورند که نه آن چهرهی سینمایی وضع سینما را بهبود بخشید و نه آن چهرهی حزباللهی، به حزباللهی جماعت بها داد! علّت چیست؟
علّت مشخص است:
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست.
ای برادر! سیرت زیبا بیار!
دقیقاً نکته در همین جاست! به همان اندازه که کوفیان قرآن ناطق را رها کردند و به قرآن بر نیزه چشم دوختند، ما نیز اعمال و افکار افراد را رها کرده و به صرف فلان شغل و فلان پوشش و فلان نهاد و فلان نسبت، دربارهی افراد قضاوت کردیم! همینکه چهار تا فیلم ساخت، شد چهرهی سینمایی! همینکه ریشی بلند کرد و تسبیحی به دست گرفت یا در فلان نهاد خدمت کرد، شد چهرهی حزباللهی! تا قلمی به دست گرفت و الفاظی بر ورقی نوشت یا سازی به دست گرفت و آهنگی نواخت، شد چهرهی فرهنگی! چنانکه دانست دو، دو تا میشود چهار تا کردیمش چهرهی اقتصادی! به خاطر یک سیلی از جانب ساواک، شد چهرهی انقلابی! اما به راستی این فرد تا چه اندازه در عمل انقلابی و... است؟ اگر امروز با وجود مدیریت حزباللهیها، صدا و سیمای ما «من و تو» و «فارسی وان» ی با لعاب اسلامی شده و اگر با وجود چهرههای فرهنگی در رأس سینما، تنها تفاوت فاحش سینمای ایران با هالیوود، نبود صحنههای جنسی در آن است؛ اگر با وجود سکانداری چهرههای انقلابی در عرصهی سیاست و مطبوعات، دست بر قضا بازار تکفیر و توهین و افتراء و بیاخلاقی باز است و چه و چه و چه و چه! همه و همه بدین سبب که اینها تمامی چهرهاند نه مرام! صورتند نه سیرت!
این جانب عباس مهدوی به عنوان کوچکترین و مقصرترین عضو این جامعه و در آستانهی انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی از فرد فرد هممیهنانم تمنا دارم که با توکل به خدا، این بار در پی مرام باشیم نه چهره!
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست.
ای برادر سیرت زیبا بیار!
التماس دعا.
یا علی «ع» مدد.
موضوع: انتخابات
» نظر