سفارش تبلیغ
موسسه تبیان

عباس مهدوی[53]
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی///گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

نعمت الهی نعمت الله!

کد یادداشت:2492085

 


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.


چند وقتی است که شبکه 3 در حال پخش سریال جذاب و الحق فاخر «وضعیت سفید» می‌باشد. این سریال همچنین توانسته است بینندگان بسیاری را به خود جذب نماید، البته نمی‌توان میزان بینندگان یک اثر را معیاری کافی برای خوب یا بد بودن آن در نظر گرفت، چه اینکه فیلم‌نامه و بازی قوی به خودی خود و فارق از محتوا جذب کننده‌ی مخاطب است؛ هر چند از نظر رسانه‌ی نه چندان ملی ما کمیت به ویژه در بخش فارسی آن، حرف اول را می‌زند تا آنجا که «آی فیلم» عربی را برای تأثیرگذاری تأسیس کرده‌اند و «نمایش» فارسی پر واضح است که فقط برای سرگرمی ولو به قیمت انحراف مخاطب توسط فیلم‌های هالیوودی است! به هر حال آقایان رسانه‌ای هر چه می‌خواهند فکر کنند، ولی واقعیت این است که موفقیت یک اثر در وهله‌ی اول مربوط به محتوا و میزان تأثیر مثبت آن بر مخاطب است؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ی مثبت سریال شبانه – و ای کاش هفتگیِ- «حمید نعمت‌الله» است.


من نمی‌خواهم در مورد کیفیت بازی و مسایل فنی سریال صحبت کنم چرا که تخصصی هم در این مورد ندارم اما از آنجا که در گوشه و کنار کم نمی‌شنوم انتقادهایی مبنی بر ترویج چشم چرانی آن هم در دهه‌ی شصت! بی‌محتوا بودن و یا قصه‌ی منسجم نداشتن، پیام نداشتن و... در مورد سریال وضعیت سفید، به ذکر چند مورد زیر بسنده می‌کنم:


بد نیست در ذهنمان نیم نگاهی به آثار مشابه سیما و سینما در سال‌های اخیر اعم از طنز و جدی بیندازیم تا با مقایسه‌ی آن‌ها با سریال «وضعیت سفید» نکات زیر را دریابیم:


1-معمولاً در آثار نمایشی ایرانی، خانواده‌ها یا کلاً بی‌بته هستند تا آنجا که مشکلی کوچک برایشان تبدیل به فاجعه می‌شود و یا اگر هم مثلاً خواهر و برادری دارند میانشان روابط سرد و غریبه‌گونه حکم فرماست و البته خاله‌زاده‌ها و عموزاده‌ها و ... همدیگر را نمی‌شناسند مگر به قصد ازدواج! عداوت میان عروس با خواهر شوهر و مادر شوهر و داماد با مادر زن و... نقل و نبات آثار نمایشی ماست.


اما در وضعیت سفید شاهد هستیم که همگان دارای ریشه و کس و کار هستند، هرچند اختلاف میانشان رخ داده ولی به قول ضرب‌المثل معروف: دو برادر گوشت هم را می‌خورند ولی استخوان هم را دور نمی‌ریزند! عروس خانواده (مهناز، همسر بهزاد) از شوهرش گله دارد که چرا باعث شدی روابط من با خانواده‌ات گرم نباشد؟ و بر خلاف دیگر آثار نمایشی، این خود عروس است که برای اصلاح روابط با خانواده‌ی شوهر قدم پیش می‌گذارد. در این سریال حتی دوست و آشنا و همسایه، کس و کار آدمند و جالب آنکه اقوام درجه دو و سه هم عضو فامیل و آشنا هستند!


2- به ویژه در آثار طنز شاهد هستیم که دختر برای پسر عشوه می‌رود و پسر در خلوت از دختر تقاضای ازدواج می‌کند، و معمولاً خانواده در آخر پازل ازدواج قرار دارند و جالب‌تر اینکه در سریال مثلاً اجتماعی «فاصله‌ها» دختر مؤمن از خانواده‌ای مذهبی، مخالف زندگی با مادر شوهر بود تا جایی که پیرزن خانواده‌ی بی‌بته و تک پسر سریال ایثار کرد و خانه‌ی مجزا گرفت.


در این سریال عروس و داماد بیشتر از پسر و دختر جوش در کنار مادر بودن را می‌زنند، حرمت داماد نزد مادر شوهر به قدری است که صلاح نمی‌داند بدون حضور او ناهار را شروع کند شاید دختر محرم اسرار مادر نباشد ولی داماد از تصمیم مادر شوهر خبر دارد. از پسر و دختر، بی‌احترامی سر می‌زند ولی از عروس و داماد هرگز! خانواده از همان ابتدا در جریان علاقه‌ی جوانان قرار می‌گیرد؛ پسر عاشق عاقل‌تر (فراز)، پیش از آنکه به دختر چیزی بگوید به مادر دختر می‌گوید و هر جا هم با دختر است در کنار مادر وی می‌باشد. پسر عاشق نادان‌تر (امیر) اگرچه سعی می‌کند دور از چشم دیگران باشد، ولی حتی کوچک‌ترین حرکتش زیر ذره‌بین و البته هدایت والدین و خواهر بزرگ‌تر است؛ جالب آنکه امیر هیچ‌گاه نگاه وقیحانه به شیرین ندارد. در این سریال عجیب نیست اگر برای ناصر زن دایی و دختر دایی پدر خواستگاری بروند! چرا که هم فامیل هستند و «هم الجار ثم الدار». در حالی که در اغلب آثار سینمایی و تلویزیونی، در امر مقدس و مهم ازدواج، خانواده حرف آخر را می‌زند؛ لکن در این سریال شاهد هستیم از همان ابتدا نه تنها خانواده که جمع فامیل در جریان امر خیر قرار می‌گیرد و اختلاف‌ها برای ساعتی کنار گذاشته شود تا دیگران بدانند این دختر بی‌ریشه و بی‌کس و کار نیست!


3-در آثار نمایشی ما همان‌گونه که قبلاً ذکر شد خاله‌زاده‌ها و عموزاده‌ها و... غریبه‌اند مگر برای ازدواج، ولی در این سریال در عین حفظ حرمت محرم و نامحرمی، دختر عمه و پسر دایی، همدیگر را در حد برادر و خواهر به رسمیت می‌شناسند؛ خوش و بش می‌کنند، به هم غر می‌زنند، قهر می‌کنند، آشتی می‌کنند، درد دل می‌کنند اما حتی یک آن، بی‌حیایی و یا بی‌عفتی نسبت به هم ندارند.


4-در اغلب سریال‌ها و فیلم‌های ما، زن با همان لباسی که در مقابل محرمش حاضر می‌شود به کوچه می‌رود و یا در مقابل نامحرم حاضر می‌شود (که خود نوعی ترویج غیر مستقیم بی‌حجابی است، قابل توجه آنان که به خاطر حجاب دنبال خون‌ریزی هستند) و نماز و چادر جایگاه چندان محکمی ندارند.


در این سریال هرچند به نظر می‌رسد در مورد چادر رسمی کم لطفی شده و مخصوص افراد با شرایط خاص گردیده اما شاهد هستیم که در وضعیت سفید حتی زن مانتویی در محیط خصوصی خود در مقابل نامحرم و در مهمانی، چادر خانگی به سر می‌کند و یکی از دغدغه‌های شخصیت‌ها خواندن نماز است؛ مثلاً آنجا که امیر در خیال خود در حال صحبت با شیرین است، که از وی می‌خواهند به پایین برود اما او به خیال شیرین می‌گوید اول نمازم را بخوانم!


5-در این سریال یک جوان با همه‌ی حماقت‌ها و دردسر آفرینی‌هایش به رسمیت شناخته می‌شود تا آنجا که مدیر میان‌سال مدرسه، بنا به نظر وی در مورد کلاس درسی تصمیم می‌گیرد و یا خانواده‌ای محل سکونت موقت خود را با پیشنهاد وی انتخاب می‌نماید.


6- در آثار مشابه شاهد هستیم که از خصومت، وصل‌ها فصل می‌شود و البته چون آخر قصه باید خوش باشد دوباره وصل صورت می‌گیرد ولی به قیمت فوت یکی دو نفر!


در وضعیت سفید شاهد هستیم که از محبت، فصل‌ها وصل می‌شود آن هم بدون مرگ و میر و البته با اضافه شدن افراد جدید به خانواده!


در یک کلام، ما در فیلم‌ها و سریال‌های تولید داخل غالباً شاهد یک زندگی غربی و یا شبه غربی با رنگ و لعاب سه نقطه هستیم اما آنچه در وضعیت سفید شاهدیم، یک زندگی کاملاً اسلامی - سه نقطه با تمام پستی و بلندی‌ها و خوشی و ناخوشی‌هایش است.


آقای نعمت‌الله من به عنوان یک جوان مسلمان سه نقطه! از دور، دستت را می‌بوسم، چرا که با این سریال ثابت کردی واقعاً نعمت خدایی!


پانویس: به جای ایران و ایرانی نوشتم «سه نقطه» یک وقت سه نقطه نشوم!؟


مطلب مرتبط: 


برای تقدیر از «وضعیت سفید» دلیل بگویید! 


این مطلب در سایت «کیان پرس» 


التماس دعا.


یا علی «ع» مدد!


 


» نظر