خودکشی فرهنگی!
به نام خدای حکمت!
مقام معظم رهبری بارها به طرق مختلف توجه مسوولان فرهنگی را به خطر تهاجم فرهنگی دشمن جلب فرمودهاند که از جمله میتوان به بیانات معظمله در ارتباط با شبیخون و ناتوی فرهنگی دشمن اشاره داشت. در این بین البته مسوولین مربوطه سخنرانیها کردند و مقالات نوشتند و همایشها برگزار نمودند ولی نتیجه آن شد که امروزه پر بیراه نیست اگر سخن از "خودکشی فرهنگی" به میان بیاوریم!
با وجود تمامی اقدامات مثبت فرهنگی که بویژه در دوران دولت نهم به انجام رسید جای این سوال باقی است که بپرسیم بازخورد این اقدامات فرهنگی در جامعه به چه میزان بوده است؟ لباسها با مدل غربی بیشتر و ارزانتر به دست مشتری میرسد یا مدلهای بومی؟ "مرد عنکبوتی" "شرک" و... برای کودکان و نوجوانان آشناتر هستند یا "رستم" و "سهراب" و "پوریای ولی" و...؟ برای جومونگ سر و دست میشکنیم یا برای بازیگر نقش یوسف پیامبر که کم از جومونگ محبوب نبود؟ و دهها سوال دیگر!
[شاید عدهای جومونگ را شخصیت مثبت و مفید بدانند اما وقتی به این نکته توجه کنیم که در جهان برخی کشورها قدرتند و برخی دیگر حتی با وجود پیشرفت و توسعهی فراوان صرفا ابزاری در دستان قدرتها و کشوری چون کره صرفا ابزاری است در دست قدرتی که دشمن ماست (آمریکا) آنگاه قضیه فرق میکند و لازم میشود به شخصیتها و فیلمهایی چون جومونگ فراتر از ظاهر زیبا و موجهشان بنگریم!]
در این مقال قصد دارم صرفا به مقولهی سیما یا همان تلویزیون بپردازم. البته نباید از انصاف گذشت و فراموش کرد سیمای ملی در راه ترویج فرهنگ ناب ایرانی-اسلامی و اطلاعرسانی به موقع و حرفهای به مردم قدمهای بزرگی برداشته است اما از سوی دیگر هم نباید فراموش کرد از جمله مهمترین ابزارهای نشر فرهنگی در جهان امروز فیلمها، سریالها، موسیقی و صد البته برنامههای کودک و نوجوان هست که این مورد آخر از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد!
براستی ما در این زمینه چه کردهایم؟ بنا به گفتهی ریاست محترم صدا و سیما سالی بالغ بر 120 تله فیلم میسازیم و به عنوان فیلم سینمایی! -یک دروغ بزرگ- به خورد ملت میدهیم تله فیلمهایی که شاید بیش از 20 عدد از آنها از لحاظ فیلمنامه، کارگردانی، بازی، مسایل فنی و... ارزشمند نباشند و از بین این 20 اثر هم بیش از 5 اثر در حدی نباشد که آرزو کنیم ای کاش برای سینما ساخته میشد تا به آثار فاخر و پر فروش سینمایمان افزوده شود! و بقیه صرفا وسیلهای برای پر کردن وقت میباشد آثاری که حتی باعث میشود به اطلاعات عمومی عوامل ساخت که ممکن است هر کسی بداند شک کنیم! سربازی که آرم سپاه بر لباس دارد و درجه ارتش بر شانه! سرباز ارتش است و محل خدمتش در سپاه! پاسگاه ژاندارمری و سربازان و کادرهای ژاندارم که در کلامشان اصرار به ارتشی بودن دارند! پرستاری که پرستاران از خود میپرسند کی ما چنین هستیم! معلمی که معلمان را از شدت بیسوادی به تعجب وا می دارد یا تله فیلم "روز دهم" که یکی از شخصیتهایش نگران دیر رسیدن متن تعزیهی عروسی حضرت قاسم «ع» –توهینی بزرگ به امام حسین«ع»- به دستش هست و... .
چه میشود اگر به جای سالی 120 تله فیلم تنها 20 تله فیلم تولید شود و به جای 100 فیلم دیگر 5 فیلم فاخر سینمایی تولید بگردد! یا دو سریال جذاب و ارزشی در حد یوسف پیامبر تولید شود و یا بر کیفیت سریالهای تولیدی افزوده شود تا مثلا "شیخ بهایی" پس از 7 سال تولید کارش به آنجا نکشد که کارگردان مجبور شود پرشی 54 ساله از سن 13 سالگی تا 67 سالگی شیخ بزند و مهمترین بخش زندگی شیخ بهاءالدین عاملی که همانا سفرهای او بوده است را حذف کند؟ اصلا چه لزومی دارد ما حتما 24 ساعته برنامه پخش کنیم؟ میتوان هر شبکه 15 ساعت بیشتر برنامه نداشته باشد اما 15 ساعت مفید! 15 ساعت ارزشمند! 15 ساعت تاریخی! 15 ساعت فرهنگ ساز! آیا واقعا نیازی به شبکهی استانی با هفت ساعت برنامهی ضعیف در شبانه روز هست که کارش فقط ضبط کردن برنامههای شبکه تهران و سانسور ناشیانهی آرم و تبلیغات زیر نویس آن شبکه است؟ آیا جامعهی ما حق شاد بودن ندارد؟ تا کی باید در جشنها به بهانهی مراسم مقدس دعا و مناجات نوحه خوانده شود! آن هم توسط بعضا مداحانی که – با حفظ احترام و ارزش دیگر مداحان متعهد و مومن- اگر لوح فشردهی برخی از آنها را از بازار بخری میبینی که با افتخار میگویند خدای من حسین است- نعوذ بالله- تا کی باید در هر روز جشن شاهد معرفی "مِل بروکس" و پخش خلاصهی فیلم سینمایی "زینهای شعلهور" باشیم! مگر همین شخص یا دیگران آثار دیگری ندارند! اگر مسایل اخلاقی یا سیاسی در بین است چرا تبلیغشان میکنید و اگر نیست چرا مردم را از دیدن آثارشان که البته از بهترینهای سینمای جهان هستند محروم میکنید؟ آیا نمیشود در لابهلای برنامههای تلویزیون تیزرهای کوتاه طنز که به قول آقای قرائتی مردم را حکیمانه بخنداند پخش کنید؟ جای هنرهای ارزشمند ملی نظیر پردهخوانی، رو حوضی، سیاهبازی و... در سیمای ما کجاست؟ آیا پاس داشتن زبان فارسی این است که در فیلمها و سریالهایمان به جای کاسبی بیزنس و به جای راز سکرت بگوییم؟ آیا نقد 32 فرمانده کنونی و سابق ارتش بر "مستند دفاع مقدس" را خواندهاید؟ اگر چرند گفتهاند کجاست پاسخ مسوولان سیمای جمهوری اسلامی ایران و اگر درست گفتهاند کجاست عذرخواهی مسوولین امر از شعور و اندیشهی ملت ایران!؟ کتاب در سیمای ما چه جایگاهی دارد؟ زمانی همین برنامهی کودک شبکهی دو محلی برای ترویج کتابخوانی بود زمانی حتی در کارتونهایمان مطالعه ترویج میشد! اما امروز چه؟ در قریب دو ساعت آوازهخوانی فیتیلهای چند عدد کتاب مناسب برای کودکان و نوجوانان تبلیغ میشود؟ اصرار به پخش زنده و متناوب برنامههایی نظیر عموپورنگ و فیتیله چیزی جز افت کیفی و تقلید از موسیقیهای دیگران به جای آهنگسازی و.. نداشته است و برنامهی کودک شده همهاش تصویر مجریان البته اگر از کارتونهای مروج شیطانپرستی مانند "آرنولد" چشم بپوشیم! زمانی برای شعر و موسیقی کودک آنچنان وقت و دقت و هزینه صرف میشد که اگر آثار قدیمی را دوباره پخش کنند اول مشتریانش کودکان پدر و مادر شدهی قدیم هستند! ولی امروز همان اشعار – مثلا سرود باز آمد بوی ماه مدرسه - با موسیقیای جدید و ضعیف پخش میشود در حالی که همهی تلاش سازندگان برای جلب مخاطب در حرکات شبه موزون و عجیب و غریب بازیگران کلیپ خلاصه شده است!
چرا برای رییس صدا و سیمای ما پر بینندگی ارزشمندتر از اثرگذاری یک سریال است؟ یوسف پیامبر به خاطر تعداد مخاطبانش مورد تقدیر باید واقع شود یا به خاطر اینکه یک جوان تاجیک را اهل نماز کرده است؟
در مقابل هرزهخوانهایی که حتی آثارشان در مقابل آثار هرزهخوانان قدیمی هرزه است! چه کردهایم؟ موسیقی سنتی، محلی، آیینی، مقامی و خوانندگان متعهد در سیمای ما چه جایگاه و محل رشد و تبلیغ دارند؟
فرهنگ ما غنیتر است یا دیگران؟ چرا ما "موج ایرانی" راه ناندازیم و چرا ما "شبیخون فرهنگی" به آنها نزنیم؟
یک مثال در زمینهی برنامه کودک عرض میکنم: براستی فکر نمیکنید تولیداتی نظیر "خانهی مادربزرگه"، "کار و اندیشه"، "چاق و لاغر" و خیلی آثار و شخصیتهای کارتونی و عروسکی دیگر خیلی زود به آرشیو رفتند؟ بیایید دوباره پخششان کنید و در کنار آنها آثاری ارزندهتر تولید کنید اگر جذابیت گذشته را داشت صبر نکنید فورا بهترین فیلنامه نویسان و کارگردانان را فرا بخوانید و سریهای جدید همانها را بهتر از قبل تولید کنید از ساخت اثر سینمایی حول همان شخصیتها غافل نشوید –حتما ابتدا در سینما پخش شود- مبادا چاپ چهرهی آنها را بر جلد دفاتر و پیراهن کوکانه و تولید اسباببازیهایی در راه تبلیغ آنان را فراموش کنید! اگر اثر سینمایی هم گل کرد فورا یکی دیگر بسازید و بازی رایانهای آن شخصیتهای کارتونی ایرانی را روانهی بازار کنید! در بطن همهی این کارها ایرانی مسلمان شیعهی اثنیعشر بودن را ترویج و تبلیغ کنید! بعد چند سالی صبر کنید ببینید این ماییم که باید نگران موی سر جوانانمان باشیم یا این غربیها هستند که باید نگران باحجابی دختران و با غیرتی پسرانشان باشند! شوخی نمیکنم! آزمایش کنید این راهی است که آنها سالها پیش پیمودهاند تا امروز توانستهاند قلب کودکان و نوجوانان ما را فتح کنند! برای فرهنگ هر چه هزینه کنیم کم است! مهم نیست! تعداد شبکات کم باشد ساعات پخش محدود باشد ولی تاثیرگذار! ولی جذاب! بیبیسی فارسی از قرار معلوم 8 ساعت بیشتر پخش ندارد ولی چه میکند! در روزهای پس از انتخابات چه کرد؟ او قویتر بود با شبکهی خبر ما با روزی 20 ساعت برنامه؟ یا شبکهی یک ما با 24 ساعت برنامه؟
اینجانب با قلم ناقص خود تنها قطرهای از دریا را گفتم و امیدوارم که در همین حد هم توانسته باشم ضمن توجه مسوولین به غفلت و اشتباهی بزرگ راه حلی هر چند کودکانه پیش رویشان قرار داده باشم!
این را هم ببینید: خلاصهی اتفاقات روز قدس!
التماس دعا
یا علی «ع» مدد!
موضوع: فرهنگی
» نظر