عصر فتنه!
بسم الله الرحمن الرحیم
به راستی هر گاه مردان خدا به پا خواستند تا حکومت خدا را بنا کنند پس از گذشت زمانی عصری پدیدار شد که پر بی راه نیست اگر آن را «عصر فتنه» نام نهیم! در آن هنگام که همه پرچم حق و حقیقت به دست میگیرند حال آنکه یکی رو به شرق میآورد و دیگری سوی غرب میتازد! همه میگویند آمدهایم تا حکومت سلیمان را دوام بخشیم و به رسم رسول خدا حکومت کنیم و راه امام را بپیماییم این همان جادویی است که سلیمان آموخته است این همان ردای پیامبر است و این همان وصیت امام امت است! اما اینها فقط یک روی سکه است! در آن روی سکه آغاز عصر پیامبر کشی است، آغاز بردن سر امام حسین «ع» به بالای نیزه به جرم خارجی بودن است! و امروز، زمانی است که اگر غفلت کنیم عصر قرار گرفتن اسلام در مقابل ملیت و حتی انسانیت است! بنده منکر انتقادهای وارد بر دولتهای نهم و دهم نیستم و ولی متهم کنندگان دولت مورد تایید ولایت به انحراف از اسلام و افتادن در ورطهی ناسیونالیستی و حتی ارتداد کجا بودند آن زمانی که رییس دولت اصلاحات میگفت «اسلام هم اگر بخواهد در مقابل آزادی بایستد محکوم به شکست است؟» در این جا قصد ندارم به رابطهی اسلام با ملیت بپردازم اما مسئلهای جدید دارد گریبان جامعهی را میگیرد و آن قرار دادن اسلام در مقابل «انسانیت» پس از قرار دادن آن در مقابل ملیت است! اینکه عدهای اخیراً در حال محکوم کردن رییس جمهورند که آقا جان چرا به جای «بیداری اسلامی» میگویی «بیداری انسانی»!؟
آیا جز این است که خداوند دین را فرستاد تا به قول غربیها حیوان ناطق با شعور مختار دارای قوهی تفکر ـ که به هر حال حیوان است- را تبدیل به خلیهی خود یعنی انسان کند؟ آیا هدف از خلقت، انسان کامل نیست؟ نه حیوان، که انسانی دارای لیاقت خلیفةاللهی! آیا خود شما بارها نشده که در توصیف اسلام عزیز بگویید دین انسان ساز؟ آیا پیامبران وظیفه نداشتند مردم را با فطرتشان آشنا سازند تا از خوی حیوانی به خوی انسانی بگروند؟ چه شد؟ حال دیگر اسلام یک مقوله است و انسان هم مقولهای دیگر؟
البته در نود درصد مواقع واقعیت این است که «پیاله خالی است»! وگرنه اسلام فقط بهانه است:
لاتی بی سر و پا کارش هر روز میگساری و عربده کشی بود پیاله فروش ارمنی روزی غیرتش میگیرد و تصمیم میگیرد که برای حفظ امنیت مردم دیگر به آن لات مشروب نفروشد! فردای آن روز لات به سراغ عالم شهر میرود که آی فلانی! چه نشستهای که اسلام به خطر افتاد و نابود شد! چه نشستهای که ارمنی در بلاد مسلمانان شراب میفروشد! عالم که از خلق و خوی مردک لات با خبر بود به ارمنی پیام میفرستد که فلانی! این بابا آب از سرش گذشته است تا شرش دامنت را نگرفته پیالهاش را پر کن! روز دیگر عالم شهر، آن لات را در حال نوشیدن میبیند و میپرسد: «هان! فلانی از اسلام چه خبر؟» و لات پاسخ میدهد: «هیچ آقا! شکر خدا در امن و امان است»!!!!
به هر حال مهم نیست ملیت و انسانیت و حتی جشن نوروز به مذاق آقایان خوش بیاید یا نیاید! مهم این مردمند که کماکان و بی توجه به «لاتان سیاسی» با شور و هیجان جشن نوروز میگیرند و با عشق و علاقه حسینم وا! حسینم وا! سر میدهند که ایشان «انسان مسلمان شیعهی ایرانی» هستند و به انسانیت و اسلامیت و ملیت خویش مینازند آن هم فقط در راه رضای خدا!
شما به فکر پیالهها باشید!
التماس دعا یا علی «ع» مدد
موضوع: سیاست
» نظر