گرگ نزدیک چراگاه و شبان رفته به خواب!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
چندی پیش در پایگاههای خبری خواندم که مخاطبان BBC فارسی و فارسی1 کاهش یافته است، و البته دیدم ذوق زدگی ناشی از آن را!
با خود میاندیشیدم براستی چه عاملی باعث افت مخاطبان این دو شبکه شده است آن هم شبکههایی که تا همین چند ماه پیش یکیشان عامل کاهش مخاطبان سیما و دیگری بدون هیچ اغراقی منبع خبری بخش قابل توجهای از جامعه شده بود! آیا اصلا متعاقب این کاهش مخاطب برای این دو شبکه، مخاطبان رسانهی ملّی هم افزایش پیدا کرده است یا نه؟
خوب در ابتدا تصّور شاید بر این باشد صدا و سیمای خودمان باعث این شکست رسانهای شده باشد، امّا آیا به راستی درایت مسئولان رسانهی ملّی را باید دست کم یکی از عاملهای عدم توفیق فارسی1 و BBC فارسی دانست یا نه؟
در نقد سریال «فاصلهها» با عنوان «به کجا چنین شتابان» کمابیش به این نکته اشاره داشتم که با وجود برخی برنامههای اتّفاقاً پر مخاطب سیمای داخلی من نمیدانم آنور آبیها چهیشان است که این همه هزینه کرده و شبکه میزنند؟! تهران زدگی، رفاه زدگی، خودسانسوری، کیفیت پایین برنامههای شبکههای سراسری و صد البته فارسی نسبت به برنامههای برون مرزی و بهویژه غیر فارسی [مثلاً مقایسه کنید العالم و پرس تیوی را با شبکهی خبر! نه ببخشید! شبکهی IRINN (باکلاستره!)]، تمسخر قشر شهرستانی، تحقیر چادر با اختصاص آن به زنان سطح پایین و نیز چادر کردن بر سر زن فاحشه(مصاحبه با مجرم خبرساز!)! کثرت واژگان بیگانه نظیر بیزنس،سکرت، ریلکس و حتّی در همین رادیو فرهنگ (؟!) خودمان زمانی که خانم مجری به جای مصالح سنتی از واژهی مَتِریال سنتی استفاده میکند! یا کارشناس ادبیات میفرماید رفرنس! تحقیر سالمندان با تبلیغ پوشک بزرگسالان! عدم تنوّع تا جایی که در برخی ساعتها همزمان همهی شبکههای سراسری با هم مصاحبه و گفتگو پخش میکنند! تکرار بیش از حد و خسته کنندهی گزارشهای خبری در تمامی بخشهای خبری! عیناً شبیه هم و بدون کوچکترین تنوّع! و... هنوز هم که هنوز است چانشی اغلب برنامههای رسانهی ملّی میباشد البته نباید از انصاف گذشت که کم هم نیست برنامههای مفید و به درد بخور امّا اگر حاشیههای همانها و برنامههای خنثی کنندهی تاثیر همانها را ندید بگیریم در مورد زمان پخش همین بس که معمولا در ساعت نامناسب و همزمان با برنامههای پر مخاطب دیگر شبکهها میباشد و مثلاً اگر پنجشنبهی پیش قدری غفلت کرده بودم مجبور بودم به جای درسهایی از قرآن برای بار چهارم مختارنامه را به تماشا بنشینم! در مورد موسیقی سیاست رسانهی ملّی باعث شده خوانندگان و استادان متعهد داخلی ناآشنا بمانند و در مقابل به واسطهی فرم موسیقی تیتراژ برخی سریالهای پر طرفدار، هرزهخوانهای زیرزمینی و به واسطهی شبکههای بیگانه استادان و خوانندگان غیر متعهد هر روز معروف و معروفتر بشوند!
کلا بعید میدانم رسانهی ملّی کوچکترین نقشی در تضعیف موقعیت امثال فارسی1 و BBC داشته باشد حقیقت این است که آنها خودزنی کردهاند! در هر حال مردم میفهمند و ماه هم برای همیشه پشت ابر نمیماند مگر تا کی میتوان دروغ گفت و کسی نفهمد؟ و یا تا کی می توان به گرگ لباس میش پوشاند! حقیقت همین است! دست BBC و فارسی1 برای مخاطب رو شده است، امّا همین اندازه هم نباید و به هیچ وجه نباید موجب ذوقزدگی ما شود، چرا؟
چون پیش از آنکه مخاطب به حقیقت پی ببرد و رسانههای ما از کاهش مخاطب آنها باخبر شوند خودشان یعنی همان دشمنان قسم خوردهی ما این روزها را پیش بینی کرده و به فکر چاره افتادهاند و امروز با شبکههای من و تو 1 و 2 و... و صد البته به مراتب موذیانهتر و زیرکانهتر جلو آمده و مخاطب از فارسی1 زده شده و را با آشپزی و مستند جذب کردهاند! و حتماً هم مطمئن هستند که دیر یا زود تق این شبکهها هم در میآید و لازم است به فکر شبکهی جدیدتر با سیاستی قویتر باشند! به فکر آیندهاند و کودکان و نوجوانانی که ناخودآگاهشان توسّط این شبکهها شکل میگیرد تا در بزرگی در قالب رفتار خودآگاه یا حتّی در رفتار فرزندانشان! بروز کند! و امّا ما چه میکنیم؟ چه کردهایم؟ همانا دانشگاه عمومی صدا و سیمای ما در این جنگ نرم چه کرده است؟ اگر پروین اعتصامی هنوز زنده بود حق نداشت که باز هم بسراید:
گرگ نزدیک چراگاه و شبان رفته به خواب
بره دور از رمه و عزم چَرایی دارد؟!
التماس دعا
یا علی «ع» مدد
موضوع: فرهنگی
» نظر