سیاست: مشایی، سینککیانگ و نماز جمعهی تاریخی!
به نام خدای تقوا!
بخش اول:
نماز جمعهی تاریخی!
در روز جمعه 26 تیر ماه سال 1388 هاشمی رفسنجانی پس از حدود 2 ماه امامت جمعهی تهران را بر عهده گرفت بنده اصلا قصد تحلیل و بررسی سخنان به قول مرعشی پدر انقلاب! و اتفاقات حاشیهای آن را ندارم ولی لازم است به نکتهای اشاره کنم و آن اینکه در بخش نظرات رجانیوز و چند وبلاگ عدهای معتقد بودند که چه بسا نماز نمازگزاران کفش پوش با موهای بیرونزده در صفهای نامنظم و در کنار انشاءالله خواهر یا همسرشان! از نماز بقیه مقبولتر افتد! یا اینکه مگر رزمندگان با پوتین نماز نمیخواندند! یا وقتی پلیس و به قول آقایان بسیج در حال پرتاب گاز اشکآور و... است پس اضطرار حکم به نماز با کفش میدهد! و در آخر مگر ما خداییم که در مورد نماز دیگران قضاوت کنیم! و...
از قرار معلوم دوستان اسلام را با مسیحیت اشتباه گرفتهاند که کتاب آسمانی تحریف شدهاش جز یک مشت داستانسرایی و کلیگویی اگر نگوییم اراجیفگویی! چیز دیگری ندارد و هدف چنان وسیله را توجیه میکند که باکی نیست اگر جوانی را به عشق گوش دادن به موسیقی و رقص و آواز به واتیکان بکشانیم! یا با وعدهی پول مسیحی کنیم و ... مهم جمعیت انبوه است!
اسلام اتفاقا دین جامعی است که اگر عنوان کرده بهترین شما با تقواترین شمایان هستند البته نشانههایی هم برای تقواپیشگان قرار داده و اگر تاکید کرده کسی را تمسخر و توبیخ نکنید چه بسا علیرغم ظاهرش از شما با تقواتر باشد در مقابل از فاسقان هم نام برده که رفتارشان – دقت کنید رفتار نه ظاهر- حکایت از کجراههای دارد که در آن پای نهادهاند!
اما بعد! وقتی اسلام تاکید دارد در نماز زن یا پشت سر مرد باشد و یا اگر در کنار او میایستد پردهای حایل میانشان قرار گیرد وقتی موسای کلیمالله حاضر نمیشود پشت سر دختران شعیب راه برود آیا این بدعت نیست که نماز را مختلط برگزار کنیم؟ آیا فکر نمیکنید روحیهی چشمچرانی مرد و تننمایی زن یکی از دلایل این حکم باشد تا مبادا توجه به غیر خدا جلب شود؟ وقتی خداوند در قرآن توجه ویژه به حجاب زنان دارد نمازخواندن با موهای بیرون زده و آستینهای بالا رفته چه توجیهی دارد؟ رزمندگان در شرایط اضطرار با پوتین نماز میگذاردند و حتی گاهی یک نماز دو رکعتی را در چند مکان مختلف و یا حین راه رفتن اقامه میکردند و این همان نماز خوف است که مخصوص میدان جنگ و شرایط مشابه میباشد لکن اقدام پلیس در متفرق کردن افرادی که نظم عمومی را به هم میزنند و مخل نماز نمازگزاران می شوند جز برای اغتشاشگران برای چه کسی دیگری اضطرار میآورد؟ یا آنکه ترس از اغتشاشگران بوده است و اصلا چرا دیگران با کفش نماز نخواندند مگر اضطرار فقط در مورد این بندهی خدا حکمفرما بوده است؟ در مدارس و حتی دانشگاهها تا آنجایی که من خبر دارم و دیدهام از اسلام تنها چیزی که خوب آموزش داده میشود طریقهی نمازگزاری میباشد و در کشور ما آنقدر با حاشیهراندن دیگر مباحث به مسالهی نماز آن هم نه اصل که صرفا ظاهر نماز پرداخته شده که بعید میدانم کسی باشد که حتی در صورت بلد نبودن نماز نداند نماز با کفش، موهای بیرونزده و آستینهای بالا رفتهی خانم و نمازگذاری مختلط صحیح نمیباشد! حال بگذریم که طبق شنیدهها برشورهای آموزش نماز جمعه هم میانشان پخش شده بود! اصلا این جماعت مومن چرا در گذشته به نماز جمعه نمیآمدند! چرا در دیگر خطبههای آقای پدر انقلاب آن عالیجناب سرخپوش سالهای 76 تا 27 خرداد 84 و حضرت آیتالله استوانهی انقلاب 28/3/84 به بعد اثری از مومنان مد روز نبود؟




و العاقبة لالمتقین!
بخش دوم:
سینگکیانگ چین و قوم اغلور!
از مسایل جالب این روزها این است که کسانی که تا دیروز به خاطر حمایت از ملت مظلوم فلسطین به دولت میتاختند دلسوز مردم مسلمان سینگکیانک شدهاند! البته این خود حکایت از هماهنگی آقایان با دولت آمریکا دارد که تنها دز زمانی مسلمانان دیگر ممالک برایشان اهمیت مییابد که صدای آمریکا هم به اعتراض بلند شده باشد وگرنه...!
مشکل این استان مسلمان نشین از آنجایی شروع شد که زنی ربیعهنام و ثروتمند و البته ساکن آمریکا ضمن درخواست کمک از اسراییل و آمریکا! طرفدارانش را به اقدامات تجزیهطلبانه تحریک میکند و دولت چین هم مانند دیگر دولتها به سرکوب تجزیهطلبان میپردازد تا اینجای کار هیچ عیبی ندارد ولی مشکل آنجا آغاز میشود که ماموران چینی تر و خشک را با هم سوزانده و حتی به افراد غیر نظامی و زنان و کودکان رحم نمیکند! بیشک اعتراض علما و نیز وزارت خارجه به این تر و خشک سوزی و اقدامات دیپلماتیک در پی آن بهترین سیاست میباشد که انجام شد! چرا اینکه ملت ایران به هماناندازه که نگران همکیشان مسلمان یا بهتر بگویم همنوعان انسان خود در چین است تمامیت چین را هم به رسمیت میشناسد و مانند آمریکا علاقهای به تجزیهی آن کشور ندارد پس طبیعی است که به ابراز نگرانی از وضعیت غیر نظامیان و تذکر به دولت چین بسنده کرده و از تجزیهطلبان حمایت نکند! خاصه اینکه تجزیهطلبان علاوه بر تفکرات قومگرایانه مورد حمایت شیطان بزرگ و فرزندخواندهاش اسراییل هم هستند نمونهی مشابه چند سال پیش در چچن اتفاق افتاد در حالی که همین آقایان همیشه نگران برای قانون و انقلاب و اسلام! خود در زمان مسوولیت خویش حتی در حد موضعگیری دولت نهم در مورد مسلمانان چین از مسلمانان چچن حمایت نکردند و برایشان مهم نبود دولت روسیه تر و خشک را با هم میسوزاند یا خیر! نکتهی جالبتر دیگر اینکه تاریخ دوباره در حال تکرار هست! حدود 90 سال پیش مزدوران انگلیس آزادیخواهان را به نوکری آلمان متهم میکردند و امروز مزدوران آمریکا ملت ایران را به نوکری چین و روسیه!
و مکروا و مکراالله و الله خیر الماکرین!
بخش سوم:
رحیم مشایی!
بابا حالا این بندهخدا یک حرفی هم زده که نباید میزده و یا بهتر بود جملهبندیاش را عوض میکرد تا برداشت بد نشود حالا به این بندهخدا اجازهی دفاع از خود داده شد یا نه کاری نداریم ولی این فرمان رهبر انقلاب بود که قضیه را تمام شده بدانیم! بی شک در بین مسوولین هیچ کس به اندازهی رهبری و رییسجمهور نگران مردم مظلوم فلسطین نیستند تا جایی که از هر فرصتی برای دفاع از آرمانهای فلسطین استفاده میکنند بیشک اگر ریگی در کفش مشایی بود (ابولی معروف را نمیگمها غرض همان ریییگه!) هم رییسجمهور و هم رهبر تصمیم دیگری اتخاذ میکردند نه احمدینژاد وی را پست و مقام میداد و نه مقام معظم رهبری حکم به فراموشی موضوع! من نمیدانم ما که فریاد ولایتمداریمان گوش فلک را کر کرده چرا حاضر به فراموشی موضوع نبوده و دست از این کینهی شتری بر نمیداریم!
بخش چهارم:
و اما بدانید!
ما دلمان برای مردم اسراییل میسوزد –مشایی هم مردم گفت نه ملت!- این بندگان خدا مردمانی قابل ترحم هستند! چرا که قدرت تحلیل و اراده از ایشان صلب شده و اگر هم به خود بیایند راه بازگشتشان مسدود است! دلمان به حالشان کباب است که فریب یک مشت سرمایهدار صهیونیزم را خوردهاند و حال باید فرزندانشان در مدارسی پرورش یابند که انتهایش خروج از عالم انسانیت و هبوط در عالم حیوانات درنده است! ما دلمان برای این مردم میسوزد چه اینکه میتوانستند خلیفهی خدا بر زمین باشند ولی اکنون دشمنان خدا بر زمینند! و وقتی به یاد عاقبت دشمنان خدا میافتیم پشتمان میلرزد و بیشتر دلمان برای این بیچارهها کباب میشود!
خدایا نکند ما هم از قماش ایشان باشیم؟
التماس دعا
یا علی «ع» مدد!
موضوع: سیاست
» نظر