سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری

عباس مهدوی[53]
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی///گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

نیم نگاهی به نظام آموزشی ایران!

کد یادداشت:-1962584

بسم الله الرّحمن الرّحیم


همواره یکی از مهم‌ترین مسایل مورد بحث در کشور ما شیوه‌ی نظام آموزشی و معضل‌های ناشی از آن بوده است! متأسفانه در نظام آموزشی ایران آنچه بیش از هر چیزی فکر و ذهن محصّل اعم از دانشجو و دانش‌آموز را به خود جلب می‌کند نمره و مدرک است! از بدو ورود به مدرسه کودک برای نمره درس می‌خواند و با نمره تشویق و تنبیه می‌شود و حتّی معیار سنجش انضباط او نمره است! در طول دوران تحصیل همه‌ی نگرانی‌های دانش‌آموز و خانواده‌اش نمره‌ی پایان سال و معدل می‌باشد و چه بسا نیم نمره‌ای کم‌تر از دَه سه ماه تابستان یک نوجوان را همچون نُه ماه دیگر مملو از درس و مشق کند! شاید تا پیش از مقطع دبیرستان یک دانش‌آموز، خانواده‌اش و حتّی معلّمانش اصلاً در مورد رشته‌ی تحصیلی وی در دبیرستان فکر هم نکرده باشند و در نهایت این نمره است که معلوم می‌کند هر دانش‌آموز باید در چه رشته‌ای مشغول به تحصیل شود! چه بسا کسی استعدادش در ریاضی باشد و علاقه‌ای مثلاً به رشته‌ی فیزیک داشته باشد ولی از آنجایی که در نظام آموزشی ما نتوانسته نمره‌ی کافی را به دست آورد و هر چند مقصّر اصلی خود سیستم آموزشی و یا حتّی آموزگارانش باشد به هر حال محکوم به تحصیل در رشته‌ای دیگر می‌شود و اگر استعدادش در علوم انسانی باشد ولی به هر دلیل نمره بیار خوب در ریاضی! جوّ حاکم بر جامعه و نظام آموزشی وی را محکوم به تحصیل در رشته‌هایی نظیر ریاضی - فیزیک یا تجربی می‌کند! و در این مورد اگر دانش‌آموزی شغل آینده‌اش را هم انتخاب کرده باشد که معمولاً در آن سن بعید است! خود این امر هم عامل محرکی برای عدم تحصیل در رشته‌ی مناسب می‌باشد! مثلاً اگر کسی بخواهد ارتشی شود ناچار باید ریاضی - فیزیک یا تجربی بخواند مگر آنکه قصد تحصیل در رشته‌ای مرتبط با عقیدتی سیاسی را داشته باشد! حال اگر این فرد دارای استعداد فراوان در نظامی‌گری باشد امّا به علّت استعداد کم در محاسبه و یا عدم توانایی تحصیل در رشته‌ی مربوطه به همان دلایل مذکور، نتوانسته باشد در رشته‌ی مورد نیاز ارتش دیپلم بگیرد، در این صورت شاید بتواند صرفاً درجه دار شود و...


امّا معضل اصلی در دوران دانشجویی رخ می‌نمایاند: فردی در محضر دادگاه مدرسه و به حکم قاضی نمره! محکوم به تحصیل در رشته‌ای خاص شده و اکنون در ادامه‌ی دوران محکومیتش ناچار به انتخاب رشته‌ای مرتبط با آن در دانشگاه می‌باشد! اشتباه نکنید! علاقه برای او حرف آخر را می‌زند! نوع دانشگاه، بازارکار، درآمدزایی و اگر محصّل فنّی و حرفه‌ای بوده باشد که هیچ کدام! فقط و فقط تداوم رشته‌ی دوران دبیرستان برای او ملاک انتخاب است! حالا وارد دانشگاه شده و پس از چندی و هدر دادن عمری به این نتیجه می‌رسد که، ای کاش! در رشته‌ی دیگری و با شرایط دیگری تحصیل می‌کرد؛ حال آنکه ناچار او مانده و آش کشک خاله که چه بخورد و چه نخورد جلوی پایش گذاشته شده است! و فاجعه برای اغلب فنّی حرفه‌ای‌هاست که به جرم بی استعدادی در فهم علم ریاضی! محکوم به تحصیل در رشته‌ای شده‌اند که نه در دبیرستان که در دانشگاه لازمه‌اش فهم ریاضی است! و افسوس که آنچه را که در دبیرستان به علّت بی استعداد بودن حق نداشتند بیاموزند اکنون در دانشگاه باید در کنار حجم انبوه مطلب‌های درسی دانشگاهی بیاموزرند! و این همان نظام عالی آموزشی است که در آن نمره سلطنت و مدرک وزارت می‌کند! نمره تعیین می‌کند که چقدر مغزت می‌کشد واحد برداری! و کی می‌توانی مدرک بگیری! و صد البته آیا شایسته‌ی استخدام هستی یا نه! و مدرک هم که شأن اجتماعی و جایگاه شغلی تو را معلوم می‌کند!


چه باید کرد؟


آنچه ذکر آن گذشت قطره‌ای از دریا بود امّا به هر حال باید قبول کرد که که اکثر مسئولان هم به فکر اصلاح هستند مگر عدّه‌ای خشک مغز و کوته فکر که متأسفانه کم هم نیستند! در هر صورت پیشنهادهای زیر شاید بتواند تا حدّی مشکل گشا باشد! البته بسیاری از آن‌ها هم، هم اینک در حال اجرا یا بررسی است.


1.      نظام ارزیابی جای گزین نمره در مدرسه‌ها شود.


2.      از همان دوران ابتدایی به طریق مختلف آزمون‌های استعداد یابی برگزار شده و فارغ از نمره، دانش آموز در مسیر آنچه که استعداد و علاقه‌اش هست تربیت شود؛ در این زمینه علاقه سنجی مهم‌تر است چرا که استعداد اکتسابی بوده و می‌تواند در مسیر علاقه پرورش یابد و چه بسا انسان‌های مستعدی که محیط غیر مقبول استعدادشان را به اصطلاح کور کرده است!


3.      کم کردن حجم کتاب‌های درسی و گنجاندن ساعت‌های مطالعه‌ی آزاد و پژوهش در تمام مقطع‌های تحصیلی.


4.      جایگزین گردن توانایی سنجی به جای نمره سنجی در دادن مدرک و نظام استخدامی! به عنوان مثال کسی مدرک مهندسی عمران بگیرد که بتواند در حد یک مهندس عمران پروژه‌ای را طرّاحی و اجرا کند فارغ از مدّت زمان تحصیل و واحدهای گذرانده! چه بسا برای فردی واحد درسی‌ای اتلاف وقت باشد و دیگری لازم داشته باشد که تمامی واحدها را دوباره تکرار کند!


5.      با توجه به پیشنهاد 4، در هر ترم تحصیلی دانشجو هر واحدی را که احساس می‌کند در آن نیاز به یادگیری بیشتر دارد ولو تکراری انتخاب و در طول‌ترم در کلاس هر استادی که می‌خواهد بتواند شرکت کند چه بسا مثلا در یک درس استادی در آموزش یک فصل توانا در فصل دیگر استادی دیگر تواناتر باشد! و همچنین دانشجو درسی را که دیگر احتیاجی نمی‌بیند مجبور به تکرار نشود شاید برای یک نفر از یک واحد درسی تنها 10 درصد مطالب کافی باشد تا بتواند در مجموع کل کارشناسی قابل گردد! ضمن اینکه بسیاری از علوم پایه و درس‌های عمومی در درس‌های تخصصی و اصلی کاربردی مقطعی و جزئی دارند و نیازی نیست که دانشجو حجم انبوه مطالب را یاد بگیرد و یا به خاطر عدم کسب نمره‌ی کافی از درس اصلی باز بماند!


·          متأسفانه طبیعی است که دانشجویی درسی را قبول شده حال آنکه هنوز پیش نیاز آن را نتوانسته بگذراند!


6.      تغییر بنیادی نظام آموزش عالی و آموزش و پرورش کشور و باز سازی آن با توجّه به نظام آموزشی اسلامی و نیم نگاهی به سبک تحصیل و تدریس در حوزه‌های علمیه.


التماس دعا


یا علی «ع» مدد!


» نظر