سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان

عباس مهدوی[53]
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی///گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

چه باید کرد!

کد یادداشت:-1457199


به نام الله بخشاینده‌ی دوست دارنده!
شاید هیچ چیز در این مملکت به اندازه‌ی ضعف فعالیت‌های فرهنگی مرا آزار نمی‌دهد و در این میان ضعف رسانه‌ای خود حکایت جداگانه‌ای دارد! بویژه وقتی که حادثه‌های بیرون از مرز‌های ایران را بررسی می‌کنم از کوتاهی مسوولان رسانه‌ای و فرهنگی و دست آخر سیاسی کشور می‌خواهم فریاد بزنم! متاسفانه ما که انقلابمان بر اساس حرکتی فرهنگی (نهضت اسلامی) شکل گرفت بر اثر بی‌توجهی مسوولان مثلا در مورد آسیای میانه و قفقاز اسلام خودمان را حتی به تاجیکستان همزبان نتوانستیم ارایه کنیم حالی که ترکیه نه تنها فرهنگ لائیک خود را به آن‌ها ارزانی داشت که حتی آرم پرچم آذربایجان را همانند پرچم خود کرد! در واقع قدرت تاثیر گذاری ترکیه بر منطقه‌ی قفقاز و آسیای میانه به بهانه‌ی ترک نژاد بودن به قدری است که شاید ترکیه‌ی ان‌شاء‌الله اسلامی شده در آینده بتواند سایه‌ی شوم دولت ملحد را از سر مردم مظلوم آسیای میانه و قفقاز بزداید!
مدّتی است که پاره‌ای خبر‌های دروغ در مورد مهاجران افغانی مقیم ایران ملّت ستمدیده‌ی افغان را به اعتراض و حتی آتش زدن پرچم مزیّن به نام مقدس الله جمهوری اسلامی ایران کشانده است! براستی چه اتّفاقی رخ داده که پس از سی سال مهمان نوازی و لقمه از دهان خود گیری و به دهان افغانی گذاری ملّت و دولت ایران با چند خبر که تازه از جانب مسوولان افغان هم رد شده اینگونه شعار ضد ایرانی بر فضای کشور دوست، برادر، هم‌ کیش و همزبانمان یعنی افغانستان طنین انداز می‌شود؟ بگذارید مثالی ساده بزنم: شبکه‌ی خبر جمهوری اسلامی را با بی‌بی‌سی فارسی و سایت واحد مرکزی خبر را با سایت همان بنگاه سخن پراکنی بریتانیا مقایسه بفرمایید! حال به ضعف اطّلاع رسانی در داخل خود افغانستان هم توجه کنید! اکنون خود را جای یک شهروند افغان بگذارید نتیجه چه می‌شود؟ برای شما شبکه‌ی خبر مهم‌تر خواهد بود یا بی‌بی‌سی؟ صد البته بی‌بی‌سی! چرا؟ چون بخش‌هایی مخصوص اخبار افغانستان دارد. چرا؟ چون سایت بی‌بی‌سی صفحه‌ای مخصوص افغانستان دارد! حال آنکه شبکه‌ی خبر که معلوم نیست چرا نباید مانند پرس‌تی‌وی انگلیسی و العالم عربی دارای نام خاص فارسی باشد و به مخفّف لاتین
IRINN
تکیه کند! حتی در تولید خبر مشکل داشته و بخش کثیری از خبر‌هایش تامینی از دیگر شبکه‌ها و واحد مرکزی خبر است! خداییش در حادثه‌های اخیر افغانستان در ازای این همه خبر و مصاحبه‌ی بی‌بی‌سی فارسی با مسوولان افغان و رییسان خبرگزاری‌های آن کشور شبکه‌ی خبر چقدر از برنامه‌هایش را به روشنگری در مورد افغان‌های مقیم ایران پرداخت؟ چند وقت پیش به طور اتّفاقی وارد وبگاه خبرگزاری رسمی آذربایجان شدم و با کمال تعجب صفحه‌ای مخصوص اخبار ایران را مشاهده کردم! بسیار خوب! کدام یک از خبرگزاری‌های ایران صفحه‌ای مخصوص اخبار جمهوری آذربایجان دارند؟
چه کنیم؟
شبکه‌ی خبر تنها بیست ساعت برنامه دارد، لازم است بیست و چهار ساعته شود و با حذف خبر انگلیسی- چون پرس‌تی‌وی را داریم- این چهار ساعت اضافه را به بخش‌های زیر اختصاص دهد:
بخش‌های خبری مخصوص افغانستان، تاجیکستان، آسیای میانه، قفقاز و ترکیه،‌ حاشیه‌ی خلیج فارس،‌ شبه قارّه‌ی هند، خاور میانه و کشور‌های اسلامی. همچنین لازم است تولید خبر بیشتر از تامین آن باشد نیز این بخش‌های خبری در خبر‌گزاری‌های پر مخاطب نظیر فارس، واحد مرکزی خبر، ایرنا و ... گنجانده شود. براستی یک شبکه‌ی خبری فارس زبان کم است شبکه‌ی دومی هم راه اندازی شود و نیز شبکه‌‌ای که به چندین زبان پخش خبر کند؛ ما لازم است حد‌اقل به پانزده زبان عمده‌ی موجود در منطقه‌های خاور میانه، شبه قاره، آسیای میانه و... خبر پخش کنیم (زبان‌های کشور‌های آسیای میانه، آذری، ارمنی، گرجی، هندی، اردو، ترکی، روسی و...). واقعا تعداد زبان‌های خبرگزاری‌های ما اندک است مثلا صدا و سیما به 32 زبان برنامه پخش می‌کند ولی معلوم نیست که چرا واحد مرکزی خبر فقط به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی صفحه دارد؟ در حالی که همان بی‌بی‌سی انگلیسی به 40 زبان خبر پخش می‌کند! روزنامه‌های کثیر‌الانتشار ضمن توجه ویژه به خبر‌های کشور‌های منطقه، مسلمان و بویژه پارسی لازم است فراملّی شوند و در کنار صفحه‌های اصلی ضمیمه‌ای مخصوص کشور‌های مقصد منتشر نمایند. تلاش فرهنگی ایران در خارج از مرز‌ها باید بیشتر شود و پشتوانه‌های سیاسی، اقتصادی و حتّا نظامی ولی نه از نوع هوچی‌گری غربی! هم با آن همراه گردد مثلا ایران می‌تواند با توجه به نفوذ خود در جامعه‌ی تاجیکستان ظرف پنج سال آینده هم خط سیریلیک را در آن کشور منسوخ کند و هم دختران دانشجو را از اجبار بی حجابی رها سازد! همچنین وقتی دیگر کشور‌ها از سکولار‌های ایران حمایت مالی و سیاسی می کنند چرا ما نباید از اسلام‌گرایان دیگر کشور‌ها چنین حمایتی بکنیم؟ چرا باید در راستای سیاست‌های مسکو پسندانه‌ی دولت دوشنبه کتاب فارسی را به خط روسی برایشان چاب کنیم در حالی که می‌توانیم به خط فارسی با ضمیمه‌ی خود‌آموز خط فارسی چاپ و منتشر کنیم! اصلا چرا باید به جای ایران، روسیه و آمریکا در کشور‌های آسیای میانه پایگاه نظامی داشته باشند؟ مثلا خلاء نظامی موجود در تاجیکستان را ایران با هدف کمک و تجهیز ارتش تاجیکستان باید پر کند یا روسیه‌ی استعمار‌گر؟ چرا خبرگزاری‌ها و شبکه‌های خبری ما نباید رخداد‌های انتخاباتی تاجیکستان و اعتراض‌های ضد ایرانی افغانستان را پوشش بدهند؟ به هر حال راه صدور انقلاب اسلامی، فرهنگ است و بهترین ابزار صدور فرهنگ، رسانه می‌باشد حال مسوولان ذی‌ربط خود دانند!
در آخر لازم به تذکّر است که این خیلی خوب می‌باشد که با لبنان فیلم مشترک می‌سازیم ولی حیف که همه تله‌فیلم بی کیفیت است! ولی چرا همین حد را با سوریه، ‌ترکیه،افغانستان،تاجیکستان و... هم نسازیم؟ تا هم مشارکت فرهنگی کرده‌باشیم هم از توانمندی‌های کارگردانان ترک و بازیگران تاجیک و سوری بهره برده ‌باشیم هم قلب‌های ملّت‌ها را نزدیک‌تر کرده باشیم!
التماس دعا
یا علی «ع» مدد



» نظر

و باز هم فرهنگ!

کد یادداشت:-1431479

به نام خدا
مساله‌ی حجاب و پوشش اسلامی بدون شک یکی از پر چالش‌ترین مساله‌های فرهنگی کشور از ابتدای پیروزی انقلاب بوده است. صد البته کشوری اسلامی و دارای فرهنگ بومی مانند ایران لازم است که وجه‌ای اسلامی و ایرانی داشته باشد و از رواج نماد‌های غیر بومی بویژه غربی که به نوعی ابزار استعمار یک ملّت هستند جلوگیری شود؛ امّا نکته اینجاست که از همان ابتدا یا حداقل چند سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این انقلاب که عملا بر پایه‌ی فرهنگ بنا شده و در ادامه‌ی یک حرکت فرهنگی 15 ساله (نهضت اسلامی) شکل گرفته بود به راحتی به نفع سیاست و اقتصاد مصادره گردید و فرهنگ به عنوان زیربنای انقلاب اسلامی ایران تبدیل به مظلوم‌ترین عنصر انقلاب شد و جایگاهش در حدّ یک موش آزمایشگاهی! تنزّل یافت و هر کس مسوول شد جز یک مشت آزمایش آن هم به روش منسوخ شده‌ی سعی و خطا هنر دیگری از خود بروز نداد، یک روز منادیان و دستگاه‌های فرهنگی کشور تبدیل به نسخه‌ی تعدیل شده‌ی طالبان شدند و روز دیگر بی خیال غم روزگار!
امّا باید اعتراف کنیم که تنها در دوره‌ی هشت ساله‌ی اصلاحات بود که مسوولان ما دقیقا می‌دانستند که دارند چه کار می‌کنند و هدفشان چیست! در نتیجه کاری بر سر فرهنگ آوردند که با وجود گذشت 5 سال از آن دوران هنوز هم می‌توان به وضوح تاثیر‌های فرهنگی آن دوره را بر جامعه بویژه قشر جوان مشاهده کرد! حالا اینکه چگونه به این توفیق دست یافتند در ادامه و در بین دیگر نکته‌ها خود شرح داده خواهد شد!
حالا که دوباره بحث حجاب و عفاف اجتماعی در بین آمده و کار تا بدانجا پیش رفته که مجلس برای عفیف شدن جامعه(؟!) مهلت یک ماهه برای وزارت کشور تعیین کرده! و یقینا همه می‌دانیم که این ضرب‌الاجل هم چیزی جز هزاران رفع تکلیف و ژست سیاسی دیگر نیست! بنده به هیچ وجه خود را در مقامی نمی‌یابم که در مورد کمّ و کِیف موضوع بحث کرده و یا راه حلی ارایه دهم فقط و تاکید می‌کنم فقط از تمامی مسوولان ذی‌ربط در عرصه‌ی فرهنگ می‌خواهم تنها یک ساعت دور یک میز بنشینند و راست و حسینی به موارد زیر فکر کنند!
در بین 80 فیلم، 150 تله‌فیلم و ده‌ها سریال و مجموعه‌ی تلویزیونی که تولید می‌شود در چند اثر حجاب برتر یعنی چادر، نماز و زندگی ساده و اغلب در عین رفاه و خوشی ایرانی مختص زنان تحصیل کرده و سطح بالای اجتماعی است و در چند اثر، خاصِ زنان بدبخت و بی‌چاره، پیر‌زن‌ها و زنان با سطح فرهنگی پایین است؟ در برنامه‌های کودک ما تا چه اندازه از موسیقی اصیل ایرانی استفاده می‌شود و در چند ثانیه در نمایش‌های فیتیله‌ای و عمو پورنگی کتاب تبلیغ می‌شود و با کمک روش‌های تاثیر‌گذاری غیر مستقیم حجاب ترویج می‌گردد؟ به غیر از یانگوم و جومونگ و لاکپشت‌های نینجا وسیله‌ی دیگری برای سرگرم کردن بچه‌ها در حین تماشای فیتیله نیست؟ عکس جومونگ بر روی تنقلّات بچه‌ها و کفش یانگوم در بازار چه می‌کند؟ اصلا آقایان شما میان یوسف پیامبر، جومونگ و دلنوازان تفاوتی می‌بینید یا نه؟ فکر نمی‌کنید کیفیت و تاثیر‌گذاری یک اثر ولو بر یک نفر بسی مهم‌تر از تعداد مخاطبان آن است؟ اگر به جای مجموعه‌‌های کشدار و عمرانه‌ی "پرستاران" و "هشدار برای کبرا 11" برای یک اثر فرهنگی و در عین حال عامّه پسند هزینه می‌فرمودید بهتر نبود؟ آیا شان رسانه‌ی ملی و این دانشگاه عمومی صرفا پر کردن وقت مخاطب و مشتری جمع کردن است؟ آیا این امکان نیست که مثلا من جوان از فرط علاقه به فلانی در جستجوی اینترنتی تصویر‌هایی از او بیابم که نباید بیابم؟ آیا دست یابی به صحنه‌های سانسور شده‌ی "پرستاران" و "کبرا 11" و چه و چه در اینترنت شدنی نیست؟
فرهنگ صله‌ی ارحام و تکریم همسایه چه جایگاهی در فیلم‌ها و سریال‌های ما دارد؟
زنان نباید مانتو‌ها و لباس‌های کوتاه و بدن نما بپوشند درست! مردان نباید رخت‌های بدن‌نما و شلوار‌های فاق کوتاه بپوشند درست!‌ خداوکیلی چند درصد تولید‌ها و واردات پوشاک ایران متعلق به لباس‌های متناسب با فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی می‌باشد؟ چه تعداد از لباس‌های عروس عرضه شده در بازار پوشیده و چه تعداد باز و بدن‌نما هستند؟ ناگفته نماند که همین چند وقت پیش بود که در یکی از پاساژ‌های اراک مانکن لباس زنی را دیدم که با وجود بی‌جان بودن! تماشایش کم از دیدن فیلم‌های مستهجن قباحت و حرمت نداشت!
اصلا روی چه اساسی قوّه‌ی قضائیه به خود اجازه می‌دهد بر سر زن متّهمی که چه بسا اتّهامش فساد اخلاقی باشد چادر ‌کند؟
چه تعداد عروسک باربی و نمونه‌های آن در بازار یافت می‌شود و چه تعداد از لوازم کودکان مانند حوضچه‌های پلاستیکی و نیز لوازم بهداشتی در بازار دارای تصویر‌های غیر اخلاقی است و اصلا چگونه جواز فروش آن هم در بازار یک کشور اسلامی را یافته‌اند!
اگر یک راننده صرفا برای قشنگی(؟!) بر روی درب باک بنزین خودرویش تصویر کودکی را -که از توضیح بیشتر شرم دارم!- زده باشد مامور نیروی انتظامی چه عکس‌العملی در مقابل این اقدام خلاف اخلاق اجتماعی از خود بروز می‌دهد؟ حکایت این
X
‌های تزئینی که اخیرا استفاده از آن‌ها در خودرو‌ها باب شده چیست؟ نباید قدری شک کرد؟
در مقابل هجمه‌ی کثیر آلبوم‌های موسیقی لس‌آنجلسی، نه! در مقابل هرزه‌خوان‌های زیرزمینی چه اقدام عملی در حمایت و تبلیغ خوانندگان متعهد و بویژه سنّتی داخلی انجام داده‌ایم؟ آیا بخش قابل توجهی از هرزه‌خوانی‌ها مروّج فرهنگ برهنگی و رابطه‌های نا‌مشروع نیستند؟ حال آنکه خوانندگان پیش از انقلاب که چه بسا سی سالی باشد که دیگر نمی‌خوانند هنوز هم شناخته‌ شده‌تر و محبوب‌تر از استادان امروزی موسیقی ایرانی حتی در بین جوانان هستند!
چون ممکن است خدایی ناکرده خسته شوید! تا همین جا را فکر کنید بقیه‌اش را خدا بزرگ است، یک کاریش می‌کنیم!
التماس دعا
یا علی «ع» مدد


» نظر