سفارش تبلیغ
موسسه تبیان

عباس مهدوی[53]
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی///گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

فارسی را دریابیم!

کد یادداشت:-1783649

بسم الله الرّحمن الرّحیم


بی‌شک میزان توجه هر ملّت به حفظ زبان و خط خود و تلاششان در جهت تقویت آن بیانگر میزان شعور، درک، آگاهی و استقلال فکری و فرهنگی همان ملّت است. زبان فارسی به عنوان یکی از غنی‌ترین و پر محتوا‌ترین زبان‌های دنیا و زبان دوم اسلام، با تاریخ، فرهنگ و تمدّن ایران و حتّی کشور‌های منطقه گره خورده است؛ لیکن امروز این زبان را عامل‌های گونه‌گون مورد تهدید جدی قرار داده‌اند که چه بسا در آینده مجبور شویم مثلا «مناجات‌نامه»‌ی پیر هرات را برای نسل نو ترجمه کنیم! اما این خطر‌ها کدام است:


الف) پان ایرانیست‌ها: این افراد که بیش از حد خود را فارس می‌دانند بد جوری بر طبل سره‌نویسی و سره‌گویی کوبیده و همواره به خاطر نوشتن به خط عربی(؟!) احساس شرم کرده و خط کنونی را ناقص و پر عیب می‌دانند تا آنجا که بعضا پیشنهاد تغییر خط به لاتین یا حتی اوستایی؟! را مطرح نموده‌اند؛ البته صرفا با کلمه‌های عربی دشمنی می‌ورزند و کلا با لغت‌های انگلیسی، یونانی، فرانسوی و... مشکلی ندارند! در پاسخ به این گروه اشاره به مورد‌های زیر چندان خالی از لطف نیست:


اینگونه سره‌نویسی‌ها (که علی الظاهر گریبان ترجمه‌ی قرآن را هم گرفته) اگر روزی خدایی ‌ناکرده جا بیفتد آنگاه زمانی است که باید همین شما زحمت ترجمه‌ی کتاب‌های گذشتگان مانند «گلستان» سعدی را هم متقبل بشوید! حال بگذریم از اینکه بسیاری از به اصطلاح کلمه‌های سره از نظر آوایی حالت خوشایندی نداشته و حتّی در گستره‌ی معنایی نسبت به واژه‌ی عربی فقیر است، دوم اینکه آیا فقط رسم‌الخط فارسی مشکل دارد؟ مثلا در انگلیسی نمی‌نویسیم one (اُن) و waan (وان) نمی‌خوانیم؟ و هجی کردن نام برای تایپیست به منظور جلوگیری از اشتباه تایپی کاری مرسوم نیست؟ حال آنکه زمین نوشتن و آسمان خواندن در انگلیسی و اغلب زبان‌های تابع خط لاتین پا را از حد خود فراتر گذارده است! در حالی که بحث عربی یا فارسی بودن خط را باید محدود به رسم‌الخط و آیین نگارش کنیم و بهتر است آن را «خط اسلامی یا اسلیمی» بنامیم و اگر هم خط فارسی بنامیم شایسته‌تر است از خط عربی! چرا؟ زیرا با نگاهی به تاریخ سده‌های نخستین اسلامی، در می‌یابیم که ایرانیان مسلمان تلاش کرده‌اند شیوه‌ی نوشتن قرآن را که در آن ابهام‌هایی بود، بهبود بخشند. از سویی دیگر چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار با نیم نگاهی به خط پهلوی تلاش کردند بر دقّت و وضوح شیوه‌ی نوشتار و مشکل‌های خط عربی فایق آیند. در واقع بر خلاف تصور رایج در بین مردم، خط فارسی و هنر ایرانی در شکل گیری خط عربی تأثیرگذار بوده است. در ادامه آیا اصلا می‌توان کماکان واژه‌های زیر را غیر فارسی دانست؟


ابتدایی=آغازین (عرب‌می‌گوید: بدائی)، تولید= ساخت یک محصول (عرب‌می‌گوید: انتاج)، تمدّن= شهر نشینی (عرب‌می‌گوید: مدنیه)، ملّت= افراد یک کشور (عرب‌می‌گوید: شَعَب)، غرور (عرب‌ می‌فهمد: فریفتن)، نفر (عرب‌ می‌فهمد: مردم) و...


ب) خطر دوم افرادی هستند که صرفا ادعای مذهبی بودن دارند نیز برخی از تحصیل کرده‌ها در رشته‌هایی نظیر حقوق، الهیات و... مهم‌ترین مشخصه‌ی سواد این افراد کثرت کلمه‌های نامانوس و ثقیل عربی در گفتارشان هست تا آنجا که ممکن است «شتر» فارسی را هم به صورت «اَشاتَرِه»(؟!) جمع ببندند.


پ) اما خطر جدی دیگر از جانب اغلب تحصیل‌کرده‌های ماست! دانشگاه رفته‌هایی که نماد سوادشان کلمه‌های انگلیسی و نوشتن عدد به شکل لاتین است! در محیط‌های بیمارستانی که «آف» جایگزین «استراحت»، «آن‌کال» جایگزین «آماده‌باش یا گوش به زنگ» و... شده و در کافی‌شاپ‌ها حتّی «بستنی میوه‌ای» را «فروت‌آیس‌کریم» می‌گویند! در بازار اگر بگویی رایانه حتما تمسخر می‌شوی! و صدا و سیما به عنوان مهم‌ترین ابزار فرهنگ‌سازی در جامعه «بیزنس» را جایگزین «تجارت»، «کاسبی» و «بازرگانی»، و اخیرا هم «سکیوریت» را جایگزین «سیستم امنیتی» کرده است!


ت) و ... .


چند پیشنهاد:


نخست اینکه بد نیست اگر استفاده از اِعراب را در برخی واژگان هم‌شکل اجباری کنیم مثلا: (ملک[مِـ.لْـ.کْـ]، مُلک[مُـ.لْـ.کْـ]، ملَک[مَـ.لَـ.کْـ]/ پر[پُـ.رْ]، پَر[پَـ.رْْ]/مثل[مِـ.سْـ.لْـ]، مثَل[مَـ.سَـ.لْـ] و...) همچنین الزام کاربرد تشدید در حروف تشدید‌دار به درست‌خوانی نوشتار فارسی کمک شایانی می‌کند. دوم اینکه تا آنجایی که جا افتادن آن در آینده متن‌های تاریخی را غیر قابل فهم نکند از به کار بردن جمع عربی اجتناب شود(مثلا مدرسه‌‌ها به جای مدارس یا کتاب‌ها به جای کتب). سوم وقتی فرهنگستان در مورد نوشتار یا گفتار چیزی را تصویب می‌کند تمامی ناشران، مطبوعه‌ها، صدا و سیما و... به شدت مجاب به رعایت و ترویج آن شوند و در غیر این صورت جریمه گردند. چهارم اینکه در خارج از کشور مثلا در مورد کتاب‌هایی که برای تاجیکستان چاپ می‌شود به جای خط سیریلیک همزمان از دو خط فارسی و روسی با ضمیمه‌ی خود‌آموز خط فارسی استفاده شود و به مرور صرفا به خط فارسی چاپ گردد. پنجم لزوم فرا ملّی شدن برخی از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها و نشر گسترده‌ی آنان بویژه در منطقه‌های فارس زبان به خط فارسی و در نقاطی مانند تاجیکستان به دو خط به گونه‌ای که نوعی آموزش خط فارسی باشد. ششم بیشتر شدن تعداد کاراکتر‌های پیامک فارسی. هفتم اجبار استفاده از منوی فارسی در گوشی‌های همراه و لوازم صوتی و تصویری و... ممنوعیت واردات و فروش محصول‌های فاقد آرم، فهرست، کاتالوگ، راهنمای فارسی و تقویم خورشیدی در کشور. هشتم استفاده از آوانگاری فارسی (مانند این مقاله) به جای فونوتیک لاتین برای نشان دادن تلفظ واژگان پارسی و لزوم اصلاح فرهنگ معین و امثال آن و در آخر توجه ویژه به آموزش دستور زبان، آیین نگارش، فن گفتار (تلفّظ صحیح حرف‌ها و کلمه‌ها) و تدریس کتاب‌هایی نظیر گلستان سعدی و شاهنامه در واحد درسی مجزا در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها البته بدون امتحان! زیرا در شیوه‌ی فعلی آموزش کشور هر چه رنگ کتاب درسی و امتحان پایان سال یا ترم به خود بگیرد مطالعه‌اش صرفا برای نمره بوده در نتیجه علاوه بر دلزدگی از تاثیرش کاسته می‌شود! رعایت این نکته البته برای درس‌هایی نظیر قرآن هم بد نیست و بلکه چه بسا لازم باشد!


التماس دعا
یا علی «ع» مدد


» نظر