سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان

عباس مهدوی[53]
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی///گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

نقدی بر دلنوازان

کد یادداشت:-1216310

به نام خدای دلنواز!


کمیت و کیفیت دو رکن مهم در تولید می‌باشند حال از هر جنس و با هر ویژگی‌ای؛ کمیت برای تولید‌کننده پشتوانه‌ا‌ی اقتصادی و کیفیت برای مشتری رضایت و متقابلا برای تولید‌گر، بازاری مطمئن را به ارمغان می‌آورد! پس پر واضح است که توجه به کیفیت باید بیشتر از کمیت باشد! تولیدی که در درجه‌ی نخست با دیدی کیفی عرضه شود چون درختی است که چنان ریشه در خاک دوانده و تنه سترگ کرده است که حتی در صورت شکستن تنه‌اش بازیابی حیات برای او دور از ذهن نیست ولی تولیدی که در آن کمیت مهم‌تر از کیفیت باشد چون درخت بالا‌بلند ولی نازک و نحیف با ریشه‌ای سست است که هیچ‌کس به اندازه‌ی باغبان انتظار نابودی آن را با بادی نه چندان تند نمی‌کشد!


در ساخت فیلم و سریال بی‌شک کمیت در ارتباط مستقیم با فیلنامه‌ی منسجم و هدفمند، کارگردانی قوی و بازی جذاب و... بوده و کیفیت را جز در محتوا و نوع نگاه عوامل سازنده به مسایل اجتماعی نباید جستجو کرد. اینکه معزلات اجتماعی را صرفا نشان می‌دهند حتی با غلو تا آنجا که در ناخود‌اگاه مردم مانند سیگار عادی‌اش کنند که بحران شود! و یا در مقابل نقیصه، روش درست را نشان می‌دهند و یا بهتر از آن ضمن نگاه موشکافانه و آسیب‌شناسانه به معزلات جامعه برای رفع آن راه حل و نمونه ارایه می‌دهند؟


سریال دلنوازان دقیقا یکی از همان تولیداتی است که نگاه کمی در آن بر نگاه کیفی پیشی گرفته است. این مهم تا آنجا پیش رفته که برای نیل مقصود سازندگان از هیچ تناقصی اجتناب نشده است! به عنوان نمونه به برخی موارد در زیر اشاره می‌شود:


1-یک نفر برای پزشک شدن دست کم باید 7 سال درس بخواند تا تازه پزشک عمومی شود آنگاه اگر دانشجوی ممتاز باشد که نیازی به گذراندن طرح پیش از تخصص نداشته باشد (البته گذراندن طرح در هر حال لازم است) دو سال هم برای تخصص باید صرف کند و بی‌شک تا زمان کسب تجربه‌ی کافی امکان حضور مستقل در اتاق عمل را نخواهد یافت! پزشک عمومی هم که جز در مراحل عمل به اصطلاح سرپایی که بعضا کار خودش هم هست دلیلی برای حضورش در اتاق عمل نیست! با فرض ورود به دانشگاه در سن 18 سالگی و با توجه به سنینی که برای قهرمانان سریال از جمله مهتاب و آقای دکتر محتمل است خود بیابید پرتقال فروش را!


2-وضعیت جنگی ایران هر چقدر هم که حاد بوده باشد هر چند سال 64 به مراتب عادی‌تر از سال 59 و قبل از آن به نظر می‌آید دیگر کشور بی‌در و پیکر که نبوده! خانواده‌ای برای یافتن کودک گمشده‌ی خود به هر وسیله‌ای از جمله چاپ عکس در روزنامه، مراجعه به پلیس و بویژه بهزیستی دقت بفرمایید! بهزیستی! متوسل می شود؛ آیا جای سوال در نحوه‌ی حضانت ستایش توسط آقای دکتر چشم‌پزشک باقی نمی‌ماند؟ حضانت کودک مراحلی دارد از جمله بررسی سوابق و شرایط خانواده‌ی متقاضی و نیز دقت در این مهم که کودک حتما کس و کاری واجد شرایط حضانت نداشته باشد و... که بی‌شک در تمامی این مراحل حضور مقام قضایی لازم است و شما هم هر گاه نیازی به کلانتری بیابید لاجرم باید از کانال قوه‌ی قضاییه باشد مانند طرح شکایت و.. بقیه را خود قضاوت کنید!


3-خانواده‌ای سطح بالا با تحصیلات عالیه، مادر مشاور و پدر وکیل در مملکت ما یا شاید همه‌ی دنیا از دو حالت خارج نیست: یا کلا سنت ستیز و به عبارتی متجدد است و شاید همراه با افراط و تفریط‌ها و خرافات عصر تجدد! و یا پایبند به سنت منهای خرافات و افراط و تفریط! حال چگونه باید تعیین همسر برای فرزند از همان دوران کودکی (که در شرعی و عقلی بودن آن حتما جای شک است) توسط چنین خانواده‌ای قبول کنیم؟ آیا می‌توان باور کرد سنت توسط این خانواده یعنی لزوم ازدواج دختر بزرگ‌تر قبل از کوچک‌تر؟ آیا از مادری مشاور و پدری وکیل و عمه‌ای سطح بالا و حتی دختر عمه‌ای چون روشنک با شخصیتی زیرک، باهوش، اجتماعی و حتی بی‌پروا در برخورد با نامحرم نا‌فامیل(؟!) می‌توان انتظار داشت در مقابل اقدام درست یا غلط ولی ناخوشایند عضوی از خانواده به جای رفتار منطقی و اصلاح‌گرایانه رفتاری تهاجمی و انتقامجویانه اتخاذ نمایند؟


4-در تمامی سریال تا قسمت‌های اخیر تنها دختر چادری مهتاب است که معلوم نگردیده در خاندانی که حتی در بین آشنایان و همکارانشان چادر جایگاهی ندارد تا آنجا که در مهمانی‌ها به پوشیدن مانتو قناعت می‌شود چه چیز باعث چادری شدن این یک نفر آن هم در این سطح شده است؟ شاید نقش کلیشه‌ای فرشته‌ی نجات و سخنران فیلم برای بیان نکات اخلاقی!


از موارد فوق گذشته کلیشگی و تکرار مکررات ویژگی هر فیلم و سریال گیشه‌گرا می‌باشد -اگر برای تولیدات سیما لفظ گیشه مناسب باشد!- خانواده‌ای خوشبخت که ناگهان به بحران بر می‌خورند! جوانی که به تقابل با خانواده بر می‌خیزد و در نهایت توسط خانواده و عوامل دیگر کاملا خورد و لگد‌مال می‌شود تا با سری به سنگ خورده و پشیمان به آغوش گرم خانواده باز گردد! عروسی که اگر گناه‌کار باشد با وجود تمام جفاهایش بخشیده می‌شود و اگر بی‌گناه باشد با وجود تمامی ستم‌هایی که دیده است می‌بخشد و البته بی‌کس و کاری مهم‌ترین ویژگی‌قهرمانان فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی است آن هم در کشوری که هنوز همسایگان هم را می‌شناسند حال اقوام بماند! فرشته‌ی نجاتی که نمونه‌ی تمام خوبی‌ها و مسوول سخنرانی و قرائت نکات اخلاقی برای مخاطب هست و در مقابل شخصیتی نمونه‌ی تمام بدی‌ها یا حداقل حماقت‌ها. از سوی دیگر دختری شیطان و دامادی پررو که اتفاقا از جمله دلایل محبوبیتش دروغگویی! نامردی، زیرآب‌زنی و البته دلپاکی‌اش(؟!) می‌باشد و شاید وظیفه دارد با بگومگو‌ها و رو دست‌خوردن‌های تام و جری(؟!) مآبانه‌اش در مقابل نوعروس خود قدری به سریال جذابیت ببخشد! فقط همین!


عاقبت نیز بدون توجه به بازخورد اجتماعی اثر صرفا به خاطر 80 درصد بیننده‌ای که دارد حتما جناب آقای ضرغامی از دلنوازان تقدیر خواهند کرد! نوش جانشان!


"پدرسالار" را چند سال پیش ساختند که نمونه‌ای از یک نوع رفتار افراطی در سنت ایرانی بود! جدایی از تناسب سکانس به سکانس اثر با زندگی قالب مردم ایران- از سادگی و صمیمیت موجود در بین شخصیت‌ها گرفته تا سطح و طریقه‌ی زندگی و...- در پایان همان پدر سالار منادی اعتدال و عقلانیت در مقابل افراط شد! و چه درسی بزرگ‌تر از این. پیشنهاد من به فیلمسازان این است که حتی اگر نمی‌توانند از دو روی سکه‌ی زندگی که یک سمتش افراط، تفریط، معزلات و مشکلات و در سمت دیگرش اعتدال، عقلانیت و محسنات است توازنی دلنشین و آموزنده پدید آورند لااقل صرفا به مثبت‌ها بپردازند که این اگر نتیجه‌ی مثبت بر فرهنگ عمومی مردم نداشته باشد-که دارد- بی شک نتیجه‌ی مخرب پرداختن صرف به نکات منفی جامعه را نخواهد داشت!


در پایان آنچه بیشتر آزار دهنده است این حقیقت می‌باشد که آثار تلویزیونی هم از نظر تعداد و هم از نظر محتوا نگاهی کاملا کمی‌گرایانه یا به عبارت دیگر گیشه‌ای پیدا کرده است که دلنوازان را به جرات از همان سنخ آثار باید دانست! گیشه‌گرایی برای سینمای ایران بازگشت به دوران فیلمفارسی و حتی تولید آثار شبه‌پرنو را رقم زد که در نهایت جز خلوت شدن سالن‌های سینما نتیجه‌ی دیگری در بر نداشت بنده نمی‌دانم نگاه گیشه‌ای تولید کنندگان سیما به کجا می‌انجامد اما با معادله‌ای ساده و با توجه به میزان خانوار‌های بهره‌مند از ماهواره می‌توان انتظار آینده‌‌ای تاسف‌بار برای فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی داشت!


التماس دعا


یا‌ علی «ع» مدد!


» نظر